دلتنگي....پدربزرگ
هميشه برام سوال بود چرا چشمات يه برقي داره؟
انگار هميشه خيس باشه ولي خيس نبود،يه برقي توش بود ك خوشم ميومد خيره بشم بهش...
بعد از اينكه رفتي وقتي با خودم خلوت ميكردم دلتنگت ميشدم و با خودم ميگفتم ديگه نيستي تا قصه عاشقيتو بگي و از خاطراتت و من با شوق خيره شم تو برق چشات...
............................................
امروز كه داشتم عكسارو نگاه ميكردم يهو ديدم ...
حتي تو عكس هم برق داره چشمات...
دلتنگت شدم بازم...
#پدربزرگ
#دلتنگي