پخش و پلا….

اين روزاي اخر سال خيلي شلوغم....

از اون طرف دوقلوها بزرگ شدن و حسابي انرژي ميگيرن از من و از اون طرف رئيس بزرگه عوض شده و يه بخشي از ذهنم درگير شده و از طرفي قصد سفر داريم و هيچ كاري براي عيد نكردم..

همچنان با همسري در قهر به سر ميبرم..

اين روزا زياد حساس شدم....ولي ميگذره....

خلاصه كلام اينكه خداروشكر بابت همه چي....

حتي خستگيام...

چه حيف…

اين روزا اهنگ فقط چه حيف از معين زد....

پخش و پلا توي ذهن مني.....

تموم...

آخر سال و حس هاي عجيب…حالم خوبه؟!

شمال خيلي خوش گذشت و بچه ها كلي ذوق كردن و ما از ذوق اونا ذوق كرديم....

رشت...واي هرچي بگم از رشت كم گفتم....

خلاصه همه چي عالي بود...

و اما اين روزا....

اين روزا نميدونم چمه.....

حسم منفي شده كلا نسبت به همه چي....

اصلا حال و هواي عيد و سفر ندارم...

اينروزا محيط كارمم انرژيش منفي شده...

ولي خوب نگار اينجوري نميمونه...مدتي هست دارم يه سري اموزش ميبينم و تنها نقطه قوت اين روزا همون اموزش هست...

خدايا خودت بهم كمك كن اوضاع روبهراه بشه...

شكرت بابت اينجا كه ميتونم خودمو تخليه كنم و ميدونم كه ميخونيش....