باز خوبه با اينكه نميتونيم بريم سفر و خانواده رو ببينيم ميتونيم باهاشون تصويري صحبت كنيم و هر كس تو هر شهري ك هست براي نيم ساعتم شده دور هم جمع بشيم.....
بازم جاي شكر داره....
ميدونم فردا و فرداها روز خوبيه.....
ميدونم تموم گرفتاري ها حل ميشه....
ميدونم اگه تو بخواي مشكلي نيست كه نشه حلش كرد...
همه چيو سپردم ب خودت و با ارامش ميرم ك بخوابم....
مرسي خداي مهربونم....
نگارك(كودك درونمه) اينجور وقتا ك دارم باهات حرف ميزنم مودب ميشينه يه گوشه و فقط به اسمون نگاه ميكنه...
غافل از اينكه وقتي باهات حرف ميزنم همينجا كنارم نشستي....
نشستي كنارم با يه لبخند بزرگ روي صورتت و تو دلت ميگي بسپر به من و غمت نباشه....
عاشق اين موقع هام...عاشق اون لبخند...عاشق حرف زدن باهات....
ببخش اگه گاهي تلخ ميشم و با يه من عسل هم نميتوني....
فقط شكر كه هستي...هستي كنارم