گزینش
امرو زنگ زدن که برم برا گزینش...
کمی استرس دارم ولی امیدم به خداست...
خدایا خودت کمکم کن همه چی به خیر بگذره...
خدایا شکرت...
امرو زنگ زدن که برم برا گزینش...
کمی استرس دارم ولی امیدم به خداست...
خدایا خودت کمکم کن همه چی به خیر بگذره...
خدایا شکرت...
امشب عمه اینا اومدن اینجا مهمونی...
منم کلی استرس مصاحبه رو دارم و زیاد بهم خوش نمیگذره...
این چند روز اصلا نتونستم خوب بخونم...
فهیمه خبر داده که هنو نرفتن پیشش برا تحقیقات ولی به فریبا زنگیدن و گفتن فردا میایم..
حسابی استرس دارم و از طرفی هم میخوام زودتر تموم شه تا برم پیش همسری...
طفلک خیلی گناه داره این روزا...
مامان اینا هم فردا میرن سفر و من تنها میشم....
خدایا خودت به خیر بگذرون...
امروز رفتم برای انجام ازمایشات و همزمان همین امروز نامه سو پیشینه که چند روز پیش براش اقدام کرده بودم هم اومد...
انشاالله فردا باید برم جواب ازمایشات بگیرم و با نامه سو پیشینه تحویل بدم...
الانم در حال خوندن برای مصاحبه عقیدتی هستم..
انشاالله به خیر بگذره...
اینجور که امروز بچه ها میگفتن مرداد شروع به کار هست...
خدایا خودت کمک کن همه چی به خیر بگذره...
خدایا شکرت...
مرحله دوم که مصاحبه تخصصی بود هم تموم شد و من قبول شدم...
حالا مونده مصاحبه عقیدتی..
انشاالله به خیر بگذره...
خدایا فقط امیدم به توست...