گزارش نوشت
امروز اقاي گ گفت تقريبا مشخص شده هر كدومتون كدوم قسمت افتادين منم افتادم تو تيم همون گروهي كه الان اتاقم اونجاست....
نميدونم خوبه يا بد ولي حس بدي ندارم....
خدايا ميدونم بهترين اتفاقات برام رقم ميخوره...شك ندارم پس دلم ارومه چون تو رو دارم....
و اما امروز با خانم د رفتم پايين براي صبحونه جو خوبي داشت و فكر ميكنم بهتره از فردا صبحونه بيارم و برم اونجا با ارامش بخورم...
داداشي امروز گواهينامه گرفت و بسي خوشحال شدم...
حال خواهري خوب نيست و من خيلي نگرانشم...
خدايا فقط خودت ميتوني كمكش كني....
به تو ميسپرمش....
شكر كه دارمت....
شكر ك اينجارو دارم...
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۱۱/۲۸ ساعت 23:38 توسط نگار
|