ديشب دراز كشيده بودم و همش حس ميكردم شكمم نبض داره...

همسري رو صدا كردم ببينه اونم متوجه ميشه يا نه...

گفت يه تكوناي ريزي ميبينه....

نفساي مامان با هر نفسم حستون ميكنم و هر روز بيش از قبل وابسته تون ميشم...

خدا برامون حفظتون كنه...

بيش از هر وقت ديگه اي منتظر در اغوش كشيدنتون هستم...

خدايا شكرت بابت نعمتهاي به اين دلبري...